زندگینامه واقعی یک پسر که خدمتکار یک دختر شد

این نامه را خودش نوشته و تقاضای راهنمایی کرده که این روابط چی هست و چرا اینطور بوده کسانی که متن این نامه را می خوانند و راهنمایی بنظرشون می رسد این ادرس ایمیلش است :

shekanjeh.sakht@gmail.com

بهش ایمیل بزنند و کمکش کنند
این هم متن نامه اش :

با عرض سلام و احترام

بی مقدمه :
در سال 86 ، برای دوره ی کارشناسی ، وارد دانشگاه یکی از شهرستان ها شدم ، از همان ترم اول در کلاس با دختر خانمی از تهران که وضع مالی خوبی داشتند آشنا شدم . بعد از چندین جلسه قرار درسی در دانشگاه ، از من تقاضای تدریس خصوصی در منزل شخصی که در بالای شهر اجاره کرده بودند ، کردند .
در ابتدا به دلیل حسادت بیش از اندازه این دختر خانم نسبت به پایه ی قوی درسی من و نمرات و … طی چندین جلسه حضور من برای تدریس خصوصی ، نوعا بحث های متفرقه گاها در رابطه با برتری زن از مرد از طرف ایشان مطرح شد من نیز که واقعا از لحاظ اقتصادی در وضعیت بدی قرار داشتم و به پول احتیاج داشتم ، با نرمی خاصی از کنار این مباحث گذر می کردم و حق را به ایشان می دادم . تا اینکه تقریبا از ترم سوم این دختر خانم تقاضاهای عجیبی از من کردند : مثلا اینکه من خدمتکار ایشان بشم وکارهایی خاص که باید به دستور ایشان انجام می دادم

• که البته از حسادت خاص ایشان نسبت به من بود !

در ابتدا لحن ایشان نرم بود ولی رفته رفته خشن تر شد حتی اعلام کرد که در دانشگاه برایم مشکل ایجاد خواهد کرد . من نیز در اویل می خواستم این مسئله را با مسئولین دانشگاه یا پلیس در جریان بگذارم ولی به طور ناخواسته رفته رفته مجبور به پذیرش خواسته ایشان شدم .

در هفته های اول کار آسان بود … یعنی فقط کارهای شخصی ایشان را انجام می دادم و نظافت منزل و غیره .
– اما با گذشت زمان و حسادت بیش از اندازه ایشان نسبت به من :
رفته رفته شروع به آزار و اذیت من کردند ، تهدید می کردن که در دانشگاه همه چیز را خواهند گفت و من مجبور بودم بی چون و چرا از ایشان تبعیت کنم .از من در حین انجام بعضی کارهای تحقیر آمیز با گوشی فیلم برداری می کردند و تهدید می کردند که اگر اطاعت نکنم فیلم ها را به خانواده ام می فرستند یا در دانشگاه برای بچه ها نشان می دهند .

خیلی خیلی برایم سخت بود ، حتی الان هم می ترسم
با وجود اینکه هر کاری می گفتند انجام می دادم حتی به پاهایشان می افتادم ولی دست از سر شکنجه کردن من بر نمی داشتند ، دو سه بار قاشق داغ کردند در دستم و زیر پاهام زدند ، من هم فقط اشک می ریختم و التماس می کردم «فقط می گفتند من برترم و باید بیافتی زیر پاهام و التماس کنی و …»

دست ها و پاهامو با چسب های بزرگ می بست و منو می زد ، و کارهای کثیف دیگه که خجالت می کشم بگم !
حتی یک بار منو مجبور کردند چیزی رو بخورم که بدنم عفونت کرد و دو روز بیمارستان بودم ولی از ترس اون فیلم ها به کسی چیزی نمی تونستم بگم و به خانواده گفتم مسموم شدم .

تقریبا مدتی روانی شده بودم و چون اولین دختری بود که با او در ارتباط بودم ، دیگر چیزی به نظرم نمی رسید مگر اطاعت و …

*********************************************************
الان تقریبا یک سال می شه که درس تمام شده و هیچ خبری از ایشون نیست و این کابوس تلخ هم به پایان رسیده . البته یاد خاطرات خیلی برام دشوار هست .

به تازگی در اینترنت با مباحثی آشنا شدم که تقریبا برای من تداعی همان کارها را دارند ، اما بسیار ضعیف تر !
مثلا بحث میسترس و اسلیو… لطفا بنده را درباره ی این روابط بیشتر راهنمایی کنید ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: